تبليغاتX
والده اکبرآقا
قبلا که وبلاگهای مرتبط با کوه رو مدیدم احساس بهتری داشتم....

اما الان اینطور نیست....

چیزای عجیب زیادی هست.....مثلا:

یکی مینویسه که چهلمین صعود توچال انجام شد....با چهارهزار تا عکس...با فیگورای مختلف....

یکی از عملیات نجات منحصر به فردش مینویسه.....که چه شجاعتی به خرج داده....

یکی همه رو به لجن میکشه....

یکی دیگه هم اونو به لجن میکشه.....

یکی میگه فلان شب فلان جا بودم...در حالی که یک نفر اونشب اونجا تنها بوده.....!!

یکی انگار تو زندگیش هر جا که میره رو میشمره.....هجده بار اینجا.....صد و بیست و پنج بار اونجا...

یکی میخواد یک صعودی انجام بده...از هشت ماه قبل تا هشتاد ماه بعدش در موردش مینویسه....

یکی میبینه مشتریش کم شده....نیروی جدید به ترکیب اضافه میکنه......

یکی از کارهایی که گفتم جواب نمیگیره...سیاسی میشه.....

و...

واقعیت اینه که ما هممون دوست داریم مطرح بشیم.اما کوه شریفتر از اونه که به یک ورزش و یا حتی بدتر از اون به ورزشی مثل فوتبال شبیهش کنیم.......شاید راههای تمیزتری برای دیده شدن باشه....

خدا همه ما ایرانیا رو شفا بده....اول هممون هم منو.......شفا بده دیگه.....عمرمون تموم شد........دددد.... 

آنتی......ننه اکبرآقا دیشب رفته جمکران...هنوزم نیومده.....اینا رو هم من نوشتم.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/26ساعت 17:49  توسط ننه اکبر  | 

یه چیزایی دارم میفهمم...جدیدا.......کوه...کوهنورد...کوهنویس....کوهدوست...و............

هیچ ربطی به هم نداره......شایدم داره....یعنی:الزاما هر کسی که کوه میره کوهنورد نیست یا الزاما  هر کسی که کوه نمیره کوهدوست نیست یا الزاما هر کوهنوردی کوهدوسته یا الزاما هر کوهدوستی کوهنویسه یا الزاما هر  کوهنویسی کوهنورده یا هر ......بی خیال....آدم باشیم دیگه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/24ساعت 19:12  توسط ننه اکبر  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 21:20  توسط ننه اکبر  | 

....ننه........کمرم........پام.............همه جونم درد میکنه.........

 

...گفتم بیام یه مطلب آموزنده بنویسم بلکه ۴ تا میت کمتر بشه ننه.........

وسایل کوهنبردی.....

ننه.......اینا چیزایی که بهش نیاز دارید ........البته ننه میدونم شاید همه توانایی خریدشو نداشته باشن.....ولی وظیفست ننه......

بقچه بزرگ-لحاف گرم-کلمن-فلاکس-زنبیل-گیوه-بیل-کلنگ-طناف-سیم بوسکول-آفتابه-دشک-کلاه پهلوی-چادر برزنتی-گاز پیک نیکی-کفن-عرق نعنا-چادر نماز-تشت-کتری مسی-گل گاوزبون-سنگ مستراح-خاک تیمم-عرف کاسنی-عرق بیدمشک-چهل تخمه-دستمال یزدی-بومادران-مایو-چکمه لاستیکی-بوق ۱۰.۱۱-زیلو-تلفن همگانی-آنتی-بیجامه-متکا-غسال-قلیون و اکبر برای حمل اینا که گفتم..

ننه اگه خواستین میگم که هر کدوم واسه چیه......

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/12ساعت 12:58  توسط ننه اکبر  | 

....ننه...........۲-۳ ماه پیش یه ماشین لباسشوئی خریدم .......از این خارجیا ننه.......با اکبرم رفتیم امین حضور......ننه بیشتر شکل ویدئوست تا ماشین لباسشوئی....خلاصه.........۳-۴ شب پیش رفتم زیر زمین لباسای اکبر بندازم توش......اومدم درشو وا کنم ننه.........هر چی زور زدم نشد.........دیدم یه چراغی داره که یه قلف روشه ننه..........با من لج کرده بود ننه........با یه بدبختی درش وا شد ننه.........ییهو کلی چراغشم روشن شد.خوف کردم ننه.....تا دمپائی رو زدم بهش کار افتاد ننه.......ننه......چی بگم......هزار ماشالله.........هزار ماشالله..........چه درایتی داشت ننه..........همچین با تدبیر لباسارو میشست که کیف کردم........اول آب میریخت......بعد تاید بهش زد.......هزار ماشالله......چقدر فهمیده.......بعد همش میزد......خیلی متین......آخر که لباسارو در آوردم هر چی چلوندم ننه یه قطره آبم ازشون در نیومد........آفرین ننه.....جای دخترمو برام پر کرده ننه.........
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/03ساعت 15:46  توسط ننه اکبر  | 

ننه....اومدم.....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20ساعت 18:54  توسط ننه اکبر  |